دكتر عقيقى بخشايشي
51
چهارده نور پاك ( فارسي )
پذيرفته باشد ، مورد رضاى اسلام و پيامبر عاليقدر آن مى باشد . اما علت ناميده شدن اين پيمان به نام الفضول آنست كه مردمانى از قبيله " جرهم " و " قطورا " كه نامهايشان همه از ماده فضل مشتق بوده است ، تشكيل مى يافت . از آن رو پيمان " فضلها " يا " فضول " ناميده گرديد . سفر دوم به شام خديجه دختر خويلد كه بانوى تجارت پيشه و پرتلاش و شرافتمندى بود مردان را براى بازرگانى اجير مى كرد و سرمايه اى از مال خود را براى تجارت با حقوق مناسب در اختيار آنان قرار مى داد و چون از راستگويى و امانت و مكارم اخلاقى محمد ( صلى الله عليه وآله ) باخبر شد شخصى را نزد وى فرستاد و به او پيشنهاد كرد كه اگر با سرمايه ى او همراه غلام وى " ميسره " براى تجارت رهسپار شام گردد بيش از آنچه به ديگران مى پردازد به وى خواهد پرداخت . ( 1 ) محمد پذيرفت و با غلامش رهسپار شام گرديد . در مسير شام چون به " بصرى " رسيد نسطور راهب وى را ديد به مسيره پيامبرى او بشارت داد و او نيز در اين سفر از او كراماتى مشاهده نمود كه او را خيره و مبهوت ساخت . چون به مكه بازگشت و آنچه را كه از نسطور راهب شنيده بود و خود نيز ديده بود ، خديجه را آگاه ساخت . از آن جمله گفت : امين بر سر موضوعى با تاجرى اختلاف پيدا كرد آن مرد به او گفت به " لات " و " عزى " سوگند بخور تا من سخن تو را بپذيرم امين در پاسخ او چنين گفت : پست ترين و مبغوض ترين موجودات پيش من همان لات و عزى است كه تو آنها را مى پرستى " . ( 2 ) انگيزههاى ازدواج با خديجه افراد ماده گرا كه همه چيز را از دريچه ماديگرى مطالعه مى كنند پيش خود چنين تصور مى كنند كه چون خديجه ثروتمند و تجارت پيشه بود براى امور تجارى خود به يك مرد امين بيش از هر عامل ديگرى نيازمند بود . از اين لحاظ با محمد ( صلى الله عليه وآله ) ازدواج نمود و محمد ( صلى الله عليه وآله ) نيز از وضع زندگى مرفه او آگاه بود . از اين رو با آنكه توافق سنى با هم نداشتند با هم ازدواج كردند ولى بررسى تاريخ نشان مىدهد كه انگيزه ى خديجه براى ازدواج با
--> 1 . امتاع الاسماع ، ص 9 - التنبيه والاشراف ، ص 197 . 2 . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 140 .